سلام . خب این همه هی به من می گین چلا نمیای بنویسی .
من آخه دستم بند بود . اینقدهههه کال داشتم .
آخه مگه نمی دونستین که مامانیم دلش گلفته بود
. خب باید به اون می لسیدم دیگه . حساااابی هم خسته شدم .
من نمی دونم چلا این مچه هی بهم میگه آلوم باشم . حالا دیدی؟ من همش یه املوزو می خواستم از جام جم نخولم .. دیدی مامانی چقد نگلان شد؟
اصلنشم می دونین چیه؟ من وقتی اینجولی بالا پایین می پلم و مامانی هی قلبون صدقمون میله اینقدههههه کیف می کنم .
کلیییییی قند تو دلم آب میشه
. اینجول موقعا دوست دالم زودتل بیام صولت مامانیمو ماچ کنم .
اما نمیشه که . پس بیشتل می پلم تا مامانیم بیشتل هی بهم بگه :
جوووووووونم قلبونت بلم !!!
!