سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مامانی و دوقلوهاش
Lilypie 3rd Birthday PicLilypie 3rd Birthday Ticker
سه شنبه 85 دی 12 ساعت 4:16 عصردعامون کنید

سلام

انگار مادر بودن از اولش با نگرانی ها همراهه

سالم باشن ... سالم به دنیا بیان ... سالم بمونن

سالم بمونن ... توی زندگی آینده شون ... وقتی بزرگ میشن ... سالم بمونن

                               

می دونین ... گاهی با خودم فکر می کنم این جوونایی که الان معتادن ، اونایی که گوشه ی خیابونا به بدترین شکل از بین میرن ... اونایی که تموم زندگیشون پر از خلاف و دزدی و فساده ...

آیا اینها ... وقتی به دنیا اومدن ، پاک و معصوم و بی گناه نبودن ؟ آیا با خنده ی اون ها دل پدر و مادری شاد نمی شد ؟ مگه اونا بچه و مچه ی کسی نبودن ...

می دونم ... می دونم ... تربیت ... وضع خانوادگی ... همه ی اینا جای خودش ... اما ...

نمی دونم چجوری باید این غنچه های معصوم رو برای زندگی توی این دنیای پر از زشتی و سیاهی آماده کرد ...

دعامون کنید .

 

 



  • کلمات کلیدی :
  • متن فوق توسط: مامان نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
    یکشنبه 85 آبان 28 ساعت 1:17 عصردل مامانی گرفته

    به نام خدا

     

    (می دونم ..می دونم این بار نوبت بچه ی گلم بود تا حرفاشو بزنه .. اما عزیزکم می دونه که امروز مامانیش باهاشون کار داره )

    کوچولوهای من سلام ! اومدم بهتون بگم که قدر با هم بودناتونو بدونین . از همین حالا که کنار همین قول بدین که همیشه هوای همدیگه رو داشته باشین .. حواستون به هم باشه . نکنه یه وقت یادتون بره و باعث بشین دل اون یکی بشکنه 

    قربون دلاتون برم ... خودتون می بینین که از دیشب چه حالی دارم . می دونم که حال من شما رو هم ناراحت می کنه . ...اما کوچولوهای من ..مامانی دلش گرفته ... دلش گرفته چون حواسش به گل خوشگلش نبوده و دلشو شکسته .

    شما با دستای کوچولوتون .. با دلای پاکتون .. با روحی که فقط و فقط مال خداست برای مامانی دعا کنین . شما بهش بگین منو ببخشه ...

    Image of baby

     



  • کلمات کلیدی :
  • متن فوق توسط: مامان نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
    سه شنبه 85 آبان 23 ساعت 4:51 عصرکوچولوهای من سلام!

    به نام خدا

     

    سلام

    امروز اگه خاله تون بهم پیشنهاد نمی کرد که یه وبلاگ سه تایی همراه شما  بزنم  شاید هیچ وقت به این فکر نمی افتادم . می دونین راستش تا حالا اینقدر که به سختی هایی که دارم می کشم فکر می کردم به شما و وجود دوست داشتنی تون فکر نمی کردم . گاهی اوقات از دستتون خیلی هم عصبانی شدم ... مامانی رو که می بخشین نه؟

                                            

    حالا اینجا مال من و شماست . یه وقتایی من می نویسم  یه وقتایی هم شاید شما دلتون خواست بیاین حرفاتونو بنویسین مگه نه؟

    راستی اینجا رو دوست دارین؟

     



  • کلمات کلیدی :
  • متن فوق توسط: مامان نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    مریم نازنین و محمد طاهای گلم در تاریخ 8/اسفند/85پا به دنیای ما گذاشتن و زیباییهای اون رو بیشتر کردن
    مامانی و دوقلوهاش
    مدیر وبلاگ : مامان[21]
    نویسندگان وبلاگ :
    مریم
    مریم[20]
    طاها
    طاها[20]

    لوگوی من
    مامانی و دوقلوهاش
    آهنگ وبلاگ من
    اشتراک در خبرنامه